It Hasn't Always Been Easy for Me
این ترم، یکی از کلاسهام به بدقلقترین کلاس این یکسال سابقه کاریم تبدیل شده... پسرهای 16-15سالهای که به هیچ صراطی مستقیم نیستن!!!
به شدت سَرِ کلاس فارسی صحبت میکنن، وسط کلاس با کفشهاشون فوتبال بازی میکنن، از من میپرسن: تیچر چندسالته؟ و وقتی میفهمن 21سال، منو پیرتر از این سن خطاب میکنن و میگن شبیه 30سالههام درحالی که همه اطرافیانم معتقدن که شبیه 17-16سالههام و وقتی هم بهشون منفی میدم، میرن و به سوپروایزر آموزشگاه شکایت میکنن که: تیچر الکی به ما منفی میده...! و از جلسه بعدش چنان قیافهای به خودشون میگیرن که انگار اخراج یا عدم اخراج من به رضایتِ اونا از من وابستهاس!!!
و سوپروایزر آموزشگاه هم با صحبت کردن باهام، نه تنها متقاعد میشه که این بچهها در همهچیز زیادهروی میکنن، بلکه پیشنهاد میکنه که از کلاس بیرونشون کنم درحالی که من با همه این مشکلات و دلشکستگیها، دلم نمیاد فراتر از دادن منفیهایی که حتی توی نمرههاشون تأثیرشون نمیدم، برم...
من دوسشون دارم :')